شنبه 13 اسفند 90
سارا جون دوباره سلام من سر کار هستم الان بیکار شد دارم این مطالب و برات می نویسم مامان جون زنگ زد به من
و گفت که سارا دوباره حالش خوب نیست
و هرچی می خوره بالا م ییاره . آخه مامان جون عزیز دلم چی شده دوباره تازه یکمی جون گرفته بودی دیگه نمی دونم چه جوری ازت مراقبت کنم . که همش مریض نشی![]()
من هم هر ١٠ دقیقه یکبار زنگ می زنم خانه ببینم که تو چط.ری حالت خوبه با خودت هم حرف دم ولی اصلاً حال حرف زدن نداشتی و داشتی گریه می کردی 
بهت گفتم که بگیر بخواب تا من بیام ببرمت دکتر
شما خانوم خانوما گفتی نه مامان می خوابم خوب می شم الهی بمیرم دیگه خسته شدی از دکتر رفتن چه کار کنم آخه مامان اگه این سرماخوردگی تو بدنت بمونه خطرناکه مامان بریم دکتر تا دیگه خیالمون راحت بشه آفرین دختر گلم

مطالبی دیگر از این نی نی وبلاگی


شنبه 13 اسفند 90
